به نیت شما به سراغ حافظ رفتم
تفسیرش را هم برایتان نوشتم
خواهش میکنم با نظراتتان کمکم کنید
مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی در دم
ترا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم
بسامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و برگردی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی گویی برآوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان می ده
چو گرمی از تو می بینم چه باک از خصم دم سردم
(حافظ)
تفسیر:
در عشق و دلدادگی پاک باخته ای.
شب و روزت را نمی فهمی غرق در رویاها و احساساتت هستی
این خیلی خوب است که می توانی همه چیز را به خاطر عشقت تحمل کنی
آفرین به این دل پاکت. ولی کمی هم به زندگیت برس
به خودت هم فکر کن
اگر از خدا خالصانه بخواهی که مرادت را بدهد حتما برآورده می شود
(به کوشش کاظم لاهیجی)
به خدا امید داشته باشید...