نگاه كن كه غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب مي شود
چگونه سايه سياه سركشم
اسير دست آفتاب مي شود
نگاه كن
تمام هستيم خراب مي شود
شراره اي مرا به كام مي كشد
مرا به اوج مي برد
مرا به دام مي كشد
نگاه كن
تمام آسمان من
پر از شهاب مي شود...
نگاه كن كه موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب مي شود
طراحي سياه ديدگان من
به لاي لاي گر م تو
لبالب از شراب خواب مي شود
به روي گاهواره هاي شعر من
نگاه كن
تو مي دمي و آفتاب مي شود
بیایید برای یکبار هم که شده به آیینه بنگریم
و نشکنیمش
زیرا مینمایاند آنچه را که باید بنمایاند
پس بیا و نفست را بشکن
که اگر آیینه را بشکنی بدی هایت در تکه های آن تکثیر خواهد شد
پس بشکن خود را ....
و شکستنت را جشن بگیر و شاد باش...
و شکر بجای آر که شکستی آنچه را که باید می شکست...